سديد الدين محمد عوفى
277
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و تنگدستى بنهايت انجاميد و هرچه بود از « 1 » نقود و عروض فروخته شد و دلم « 2 » به آتش نياز سوخته گشت و در همهء خانه از مفرشها به جاى ديبا « 3 » بوريايى داشتم « 4 » كه در آنجا نشستمى و نهالى « 5 » و لحاف هم از آن حصير ترتيب كرده بودم « 6 » و در مطبخ من جز ديگ سودا نمىپختند « 7 » و در كاسهء من « 8 » جز اباهاى « 9 » تمنا نمىريختند « 10 » ، بربطم « 11 » بىكار شد و انبانم « 12 » بىبار گشت . آهنگ دو تا كس بر يك تاى نان نمىخريد و صوت زيرم از گرم و زحيرم خلاص نمىداد « 13 » . بيش از نوا برگى « 14 » نمىيافتم و از دستان « 15 » جز تهىدستى هيچ « 16 » نمىديدم . روزى با خود انديشيدم كه محره ( كذا ! ) ابو عبد كاتب مردى عالىهمتست و كريم طبع و در لطافت و ظرافت برو مثل زدندى و ميان من و او سوابق موالات مستحكم است . گفت : طريقى سازم كه « 17 » مگر به عنايت او ازين بليت « 19 » خلاص يابم . به خدمت او رقعهاى نوشتم و دوبيتى گفتم « 20 » چنان كه چون بخواند ويرا خوش آمد و بيت اين بود شعر حادىترى فى وحدى و فى عصا موارد * و مستمع ليس يحظى من نسل يحيى بن خالد ( كذا ؟ ) بيت در نقل و شراب و بره و مطرب خوش * اى كان كرم چه گفتهاى رايت هست
--> ( 1 ) متن و مج و بنياد - و هرچه بود از ( 2 ) مج : دل من ، بنياد : دامن ( 3 ) متن : خانه به فرشهاى ، مپ 2 - به جاى ديبا ، ( 4 ) متن - داشتم ( 5 ) مج و بنياد : نهالين ( 6 ) مپ 2 - و نهالى و لحاف هم از آن حصير ترتيب كرده بودم ( 7 ) مج : نمىپختى ( 8 ) بنياد : سر ( 9 ) مپ 2 : اباى ، مج : شورياى ( 10 ) مج : نمىريخت ( 11 ) متن و مپ 2 : و نظم ( 12 ) متن و مپ 2 : انبار ، بنياد : انبارم ( 13 ) مپ 2 - و آهنگ دوتا كس . . . نمىداد ( 14 ) متن و مپ 2 : نواى بىبرگى هيچ ديگر ، ( 15 ) متن و مپ 2 : داستان خود ، مج و بنياد : دوستان ( 16 ) مج و بنياد - هيچ ( 17 ) بنياد - كه ( 19 ) متن - بليت ، مج و بنياد : بلا ( 20 ) متن : بخواندم